Saturday

پیش بینی سیاسی قسمت دوم سردار طلا

و اما اتفاقاتی که در دوران سردار طلا می افتد

در دوران احمدی نژاد که قبر پول کنده شد
تبصره :البته لیست مفسدان اقتصادی هنوز در جیب آقای احمدی نژاد است حتی چند بار که زنش می خواست کت او را بشوید او نگذاشت چون صلاح نبود لیست از جیبش در بیاید

در دوران طلائی سردار حقوق پرسنل نیروی انتظامی هیچ تغییری نمی کند چون در دوران احمدی نژاد حقوق رفته گران زیاد نشد

مقام رهبری همچنان ساکت است معلوم نیست به دلیل بیماری سکوت کرده یا به دلیل سکوت بیمار شده

و اما مهمترین خدمات دوران سردار طلایی یا عصر نوسنگی

1- پخش مستقیم عکس نان در تلویزیون به جای اخبار داخلی
2- خاطرات سردار طلا
3- سریال لوک خوش شانس
4- پیام های بازرگانی به مدت روزی 5 ساعت
5- آلبوم عکس خندهای سردار طلا
6- مطرح کردن امنیت داخلی و رشد صنعت توریسم و کشف مناطق ناشناخته
7- اجباری شدن سرود پلیس دوست بچه هاست در مراسم صبحگاه کودکستان
8- بازرسی خانه به خانه مردم بدون تجاوز به حریم شخصی
9- احمدی نژاد کتش را به سردار طلائی می دهد تا در صورت لزوم لیست مفاسد اقصادی خوانده شود

Wednesday

تاریخچه رپ و هیپی

در حدود 250 سال پیش کشاورزی کاملا سنتی بود و غذای کافی برای همه
مردم وجود نداشت ،غذای کافی و رفاه عمومی همواره رویای بشر بود
انقلاب صنعتی در اواخر قرن هیجدهم با این امید که بتواند مشکل را حل
کند با چشمانی بر آمده از شوق به آینده ای مهربان گام های خود را
آغاز کرد

انقلاب صنعتی می خواست با ساختن تراکتور تولیدات کشاورزی را بالا ببرد
تا هیچکس گرسنه نماند،لوکوموتیو و ماشین ساخت تا از رنج سفر و حمل و
نقل بکاهد و تلگراف ساخت تا به دوری انسانها خاتمه دهد

روشنفکران حدس می زدند اگر غذا فراوان باشد جنگی در نخواهد گرفت
کارخانجات یکی پس از دیگری ساخته شدند دستگاههای تولید غیر اتوماتیک
بودند و نیاز به کارگر فراوان داشتند ،روستائیانی که مالک زمین
نبودند به شهرها مهاجرت کردند

کم کم کارخانجات گسترش پیدا کردند و تولیدات لوازم رفاهی هم باب شد
سرمایه داری برای سود بیشتر با دو مشکل بزرگ روبرو بود
یکی نیاز به کارگر برای تولید بیشتر و دیگری بازار مصرف برای کالاهای
خود،با تبلیغات فراوان به مردم تلقین کردند که مصرف کردن و مد گرایی
ارزش فراوانی دارد هر که بیشتر مصرف کند انسان ارزشمندیست و هر که
مطابق مد روز رفتار کند انسان پیشرفته ای است

مثلااگر کسی ده جفت کفش و پنج دست کت و شلوار وبیست عدد کراوات داشت
ارزش اجتماعی بالاتری داشت نسبت به آدمی که یک جفت کفش و یک دست کت
وشلوار و یک عدد کراوات داشت،یاآدمی که مبلمان ولوازم رفاهی تکمیلی
داشت انسان مدرنی محسوب می شد

سرعت اختراع لوازم رفاهی از میزان درآمد کارگران بالاتر رفت و خرید
قصطی هم جزو مُد روز شد،کارگری که قبلا با هفت ساعت کار زندگی خوبی
داشت حالا باید دوازده ساعت کار می کرد تا اقصاط لوازم خانگی را
بپرداخت کند در ضمن آنقدر خسته به خانه می امد که رمقی برای نشستن
روی مبل را نداشت بعد از چند سال هم که قصط تمام می شد مبلمان خانه
یا خراب وشکسته می شد یا از مد می افتاد و دوباره خرید ،دوباره قصط
،دوباره اضافه کاری

مشکل دیگر کمبود کارگر بود پس چیز دیگری که به عنوان ارزش درجامعه
مطرح شد نظم بود هر چقدر افراد منظم تر رفتار می کردند تولید
کارخانجات افزونتر می شد،مشکلات کارخانه هابااین تدابیر کاملا مرتفع شد
اما مصرف زدگی و نظم بیش از حد انسانها را از حال طبیعی خارج می نمود
کارگران احساس حقارت می کردندوجزئی از پیچ ومهرهای ماشین صنعتی شدند
در فیلم عصر جدید چاپلین هم دقیقا این مطلب به نقد کشیده شده
در این زمان عده ای از روشنفکران طبقه متوسط تحت عنوان گروههای (رپ)
دست به زندگی و پوشش کاملا بی نظمی زدندوارزش نظم رازیر سوال بردند
عده دیگری از روشنفکران هم تحت عنوان (هیپی) باپوشیدن لباسهای ژنده
و پاره،مدومصرف را زیر سوال بردند هر دو گروه تاثیرهایی بر فرهنگ
غرب گذاشتند

اما سرمایه داری با زیرکی تمام این دو نهضت روشنفکری را بی اثر کرد
خیلی ساده با مد کردن همین رفتار علیه خود این نهضت ها موضع گرفت
حالا باید بروی و یک شلوار لی مدل هیپی را از خیابانهای بالای شهر
120 هزار تومان بخری تا احساس نو بودن بکنی
حالا باید مدام گوش به زنگ می بودی تا مدل جدید موی رپ را تقلید
کنی و گوشواره ها و آرم و لباسهای رپ را با قیمت بالا بخری
هر دو مدل پوششی و رفتاری رپ و هیپی وارد ایران هم شد قبل از آنکه
انسانها مصرف گرا یا منظم بشوند ، متاسفانه هیچگاه روشنفکران حریف
سرمایه داری نشدند

نویسنده : روح الله آمدی

Saturday

یلدا بازی دیرهنگام

بازی بسیار جالبی توسط دوستان ابداع شده و تقریبا موجش همه وبلاگها رو گرفته
بازی از این قراره که هر کس پنج تا از سوتی ها یا خاطرات قشنگشو تعریف می کنه

اولین کسی که تمام زندگی نامه خودش رو بی کم و کاست نوشت ژان ژاک روسو بود به نظر من بزرگانی چون گاندی هم از اون تقلید کردند
و اما من

1- قشنگترین و آخرین سوتی که دادم این بود برای فیلمبرداری عروسی پسر عمه ام
یه راننده می خواستند من با ماشین رفتم دنبال فیلمبردار شب حنابندان عروس و داماد
رو از آرایشگاه بردیم خونه عروس دم در خانواده عروس که نمی شناختمشون وقتی با پدر عروس سلام و علیک کردم حواسم نبود به جای تبریک بهش تسلیط گفتم. مشابه این قضیه هم وقتی خواهر شوهر خاله ام فوت کرده بود بهش گفتم خوش میگذره؟ البته اون ذی نفع بود.

2-وقتی بچه بودم یه خواب برای فامیل تعریف کردم که در اون من با تیوب لاستیک مادربزرگم
رو از غرق شدن در دریا نجات دادم نخاله های فامیل هم اسم منو گذاشتند روح الله چاخان
از اون به بعد دروغ نگفتم یه جورایی عقده راستگویی دارم

3-چند سال پیشها چند بار رفتم روی پشت بوم و دختر همسایه رو دید زدم
دختره خیلی خوش استیل بود اما اخلاق گه مرغی داشت منو که دید یه کولی بازی در آورد
که نگو آبروم رفت با مامان و باباش اومدند در خونه ما بابام ازم پرسید تو این کارو
کردی گفتم آره دیگه چیزی نگفت

4-اما خصوصیات خصوصیتر من
شدیدا رفیق باز هستم
آدم خودخواهی هستم سعی می کنم نباشم.
وجدان اخلاقی رو به وجدان دینی ترجیح میدم
یه زمان خیلی کتاب می خوندم اما هیچ پوخی نشدم
از کمتر چیزی میترسم از دروغ گفتن میترسم
فیلم با معنا و عمیق رو به فیلم پورنو ترجیح میدم
از موسیقی کلاسیک و فرانسوی و اپرا با صدای پاواراتی خوشم میاد
قلم خوبی دارم و سخنران توانگری هستم اگر بهم وقت بدند برای جمع آوری مطلب
دو سال طول میکشه تا به اونی که ازش خوشم میاد حرفمو بزنم و معمولا
قبل از دو سال ازدواج می کنند تقریبا میشه گفت دست سبکی دارم
آدم درون گرایی هستم
از هشت سالگی تا 23 سالگی گریه نکردم اما حالا خیلی راحت اشک میریزم
از سر کار گرفتن یا بازی با احساس دیگران خوشم نمی یاد
القاب زیادی در طول زندگی به من داده اند مثل حضرت موسی /مسیح /نجیب زاده/ جنتلمن
از اسم دانیال و هلن خیلی خوشم میاد
عاشق مارکس /اریک فروم/روسو/دریدا/هیوم و وودی آلن هستم و به گاندی احترام می گذارم
با پدرم دوستم اگر پنج کیلومتر از هم فاصله داشته باشیم
می تونم همزمان خیلی شریف یا ....... باشم

5-از بحث فلسفی با دختران لذت جنسی می برم برای همین برای دوست شدن همیشه دنبال
اهل مطالعه ها هستم
عاشق پرواز و پینگ پونگ هستم فکر کنم اگر داخل هواپیما میز پینگ پونگ بگذارند
من ذوق مرگ بشم

Tuesday

پیش بینی های سیاسی

در پایان دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد آنقدر ارزش پول ایران سقوط میکند و همه چیز گران می شود که مثلا قیمت یک ظرف ماست می شود یک میلیون تومان و احتمالا از آنجا که بانک مرکزی توان تولید اینهمه پول را ندارد مردم ایران استثنا" به مبادله کالا با کالا روی می آورند در آنصورت اگر شما بخواهید یک کیلو برنج بخرید باید و دو کیلو انگور دارید باید دنبال کسی بگردید که برنج داشته باشد و انگور بخواهد

و اما بعد از دولت احمدی نژاد قیمت بعضی چیزها ارزان می شود:

ا-خانه ؛چون احمدی نژادی وجود ندارد که وام مسکن بدهد بنابر این توان خرید مردم پایین میاید وبازار مسکن دوباره متعادل می شود

2-آهن ؛ نیازی به توضیح ندارد

3-مسواک؛ چون احتمالا احمدی نژاد دیگر نمی خندد

4-پوستر احمدی نژاد

چیزهایی که خیلی گران خواهد شد

1-وانت؛چون مردم به مبادله کالا با کالا روی میاورند نیاز شدیدی به وانت ایجاد می شود و قیمت وانت بالا می رود

2-ترازو ؛چون حتی کتابفروشی هم به آن نیاز پیدا می کند

3-برق خانگی؛ چون بهای سنگینی بابت انرژی هسته ای داده ایم

و احمدی نژاد برای اینکه پوز کلینتون را بزند به شهرداری برمی گردد و در پایین ترین قسمت با لباس زیبای نارنجی مشغول فعالیت می شود(البته در صورتی که مجمع تشخیص مصلحت شعبه دوم افتتاح نشود)

و چون کفاف زندگی را نمی دهد به عنوان پاره وقت مشاور تیم ملی خواهد شد

و اما احتمالات بعدی

به همان اندازه که مبادله کالا با کالا بعید بود انتخاب نشدن مجدد ا حمدی نژاد نیز بعید است

رئیس جمهور بعدی کیست؟

کسی که مرتب به تلویزیون می آید و مصاحبه انجام می دهد و تقریبا هفته ای یکبار از او تقدیر می شود

اگر کمی رنج متحمل شوید و تلویزیون ایران را ببینید متوجه خواهید شد بله درست حدس زدید

همین سردار طلائی خودمان اونهایی که تو دلشون حدس زدند بعدا بیان پیش من تا جایزه یک ماکسیما بدم ؛به همراه بیش از هزار جوایز نقدی و غیر نقدی دیگر فقط تا پایان آذر ماه فرصت ثبت نام یا تکمیل موجودی دارید

Thursday

زایمان درد

پس بدان این اصل را ای اصل جو
هر که را درد است او بر دست بو

آفرینش با درد همراه است و هر دردی نشانه یک زایش است
گاهی درد زایمان و گاهی زایمان درد
و هر زایشی(آفرینشی) لذتی به دنبال دارد

انسانها برای اثبات وجود خود نیازمند آفرینش هستند
اریک فروم : انسانی که نتواند بیافریند نابود می کند

اما خود درد از کجا آمده؟
هر دردی نتیجه یک لذت است
درد زایمان نتیجه لذت همخوابگی
و درد نوشتن نتیجه لذت فهمیدن
پس یک چرخه به وجود می آید:
1- شما کتابی را می خوانید می فهمید و لذت می برید{لذت
2- درد فهمیدن به سراغ شما می آید و رهایتان نمی کند{درد
3- می نویسید و سبک می شوید{آفرینش
4- لذت؛درد؛آفرینش
مولوی در کتاب فیه ما فیه می گوید: درد مریم را به خرما بن کشید
اگر درد به سراغ مریم نمی آمد مسیح متولد نمی شد
در درون هر یکی از ما نیز مسیح وجود دارد اگر درد به سراغ شما بیاید
عیسی یه درون شما بزاید و گرنه از همان راه که آمده باز خواهد گشت

كنتر