در حدود 250 سال پیش کشاورزی کاملا سنتی بود و غذای کافی برای همه
مردم وجود نداشت ،غذای کافی و رفاه عمومی همواره رویای بشر بود
انقلاب صنعتی در اواخر قرن هیجدهم با این امید که بتواند مشکل را حل
کند با چشمانی بر آمده از شوق به آینده ای مهربان گام های خود را
آغاز کرد
انقلاب صنعتی می خواست با ساختن تراکتور تولیدات کشاورزی را بالا ببرد
تا هیچکس گرسنه نماند،لوکوموتیو و ماشین ساخت تا از رنج سفر و حمل و
نقل بکاهد و تلگراف ساخت تا به دوری انسانها خاتمه دهد
روشنفکران حدس می زدند اگر غذا فراوان باشد جنگی در نخواهد گرفت
کارخانجات یکی پس از دیگری ساخته شدند دستگاههای تولید غیر اتوماتیک
بودند و نیاز به کارگر فراوان داشتند ،روستائیانی که مالک زمین
نبودند به شهرها مهاجرت کردند
کم کم کارخانجات گسترش پیدا کردند و تولیدات لوازم رفاهی هم باب شد
سرمایه داری برای سود بیشتر با دو مشکل بزرگ روبرو بود
یکی نیاز به کارگر برای تولید بیشتر و دیگری بازار مصرف برای کالاهای
خود،با تبلیغات فراوان به مردم تلقین کردند که مصرف کردن و مد گرایی
ارزش فراوانی دارد هر که بیشتر مصرف کند انسان ارزشمندیست و هر که
مطابق مد روز رفتار کند انسان پیشرفته ای است
مثلااگر کسی ده جفت کفش و پنج دست کت و شلوار وبیست عدد کراوات داشت
ارزش اجتماعی بالاتری داشت نسبت به آدمی که یک جفت کفش و یک دست کت
وشلوار و یک عدد کراوات داشت،یاآدمی که مبلمان ولوازم رفاهی تکمیلی
داشت انسان مدرنی محسوب می شد
سرعت اختراع لوازم رفاهی از میزان درآمد کارگران بالاتر رفت و خرید
قصطی هم جزو مُد روز شد،کارگری که قبلا با هفت ساعت کار زندگی خوبی
داشت حالا باید دوازده ساعت کار می کرد تا اقصاط لوازم خانگی را
بپرداخت کند در ضمن آنقدر خسته به خانه می امد که رمقی برای نشستن
روی مبل را نداشت بعد از چند سال هم که قصط تمام می شد مبلمان خانه
یا خراب وشکسته می شد یا از مد می افتاد و دوباره خرید ،دوباره قصط
،دوباره اضافه کاری
مشکل دیگر کمبود کارگر بود پس چیز دیگری که به عنوان ارزش درجامعه
مطرح شد نظم بود هر چقدر افراد منظم تر رفتار می کردند تولید
کارخانجات افزونتر می شد،مشکلات کارخانه هابااین تدابیر کاملا مرتفع شد
اما مصرف زدگی و نظم بیش از حد انسانها را از حال طبیعی خارج می نمود
کارگران احساس حقارت می کردندوجزئی از پیچ ومهرهای ماشین صنعتی شدند
در فیلم عصر جدید چاپلین هم دقیقا این مطلب به نقد کشیده شده
در این زمان عده ای از روشنفکران طبقه متوسط تحت عنوان گروههای (رپ)
دست به زندگی و پوشش کاملا بی نظمی زدندوارزش نظم رازیر سوال بردند
عده دیگری از روشنفکران هم تحت عنوان (هیپی) باپوشیدن لباسهای ژنده
و پاره،مدومصرف را زیر سوال بردند هر دو گروه تاثیرهایی بر فرهنگ
غرب گذاشتند
اما سرمایه داری با زیرکی تمام این دو نهضت روشنفکری را بی اثر کرد
خیلی ساده با مد کردن همین رفتار علیه خود این نهضت ها موضع گرفت
حالا باید بروی و یک شلوار لی مدل هیپی را از خیابانهای بالای شهر
120 هزار تومان بخری تا احساس نو بودن بکنی
حالا باید مدام گوش به زنگ می بودی تا مدل جدید موی رپ را تقلید
کنی و گوشواره ها و آرم و لباسهای رپ را با قیمت بالا بخری
هر دو مدل پوششی و رفتاری رپ و هیپی وارد ایران هم شد قبل از آنکه
انسانها مصرف گرا یا منظم بشوند ، متاسفانه هیچگاه روشنفکران حریف
سرمایه داری نشدند
نویسنده : روح الله آمدی