Sunday

من و شريعتي

قسمت اول
شريعتي: مگه من چيكارت كردم اينقدر بهم فحش ميدي؟
......من: چهار سال وقتمو صرف خوندن كتابهاي تو كردم
شريعتي : خوب خيلي ممنون ، اشكالش چيه؟
......من : اشكالش اينه كه تو تمام مطالب رو بدون ذكر منبع
مطرح كردي و اين توهم برام پيش اومد كه تو چقدر
چيز كشف و اختراع كردي بعدا فهميدم 80% اين مطالب مال
خودت نيست كشفيات ماركس و سارتر و نيچه و هگل و اريك فروم
و فرويد و ليوتار و آدرنو و هوسرل و هابر ماس و ماكس و بودا
و ويدا و كنفسيوس و.............. خيليهاي ديگه است



شريعتي : خوب عيب و ايرادش چيه؟
.......من : عيبش اينه كه هزار تا جمله بلدم نمي دونم مال كيه ؟
شريعتي : مي فهمم ، خوب عزيزم وقت نداشتم اون موقع ها انقلاب بود
بايد حرف آخر رو اول مي زدم
......من: تازه يه ايراد ديگه هم هست طرفدارات هنوز هم فكر ميكنند
نظريه از خود بيگانگي رو ماركس از رو دست تو كپ زده
شريعتي : جدل الخالق من كه پنجاه سال بعد به دنيا اومدم چطوري ؟
......من: بابا خبر نداري براي يه عده كاريزما شدي همينه' ديگه همينه
، وقتي رفرنس معرفي نمي كني
با پيغمبر اشتباه مي گيرنت تازه اون نظريه اتحاد جهان اسلام چي بيد؟
شريعتي : بابا اون كه مال اقبال و سيد جمال الدين اسد آبادي بود من بازخواني كردم
.......من: اولا سيد جمال الدين اسد آبادي نه و عصباني
دوما" مگه مسيح نگفت : بر لباس هاي كهنه وصله نو ندوزيد
، بر جام هاي كهنه شراب نو نريزيد


شريعتي : خو اين كه گفتي يعني چه؟
......من : يعني اگر جهان اسلام تشكيل بشه اونوقت جهان مسيحيت
و جهان يهوديت و جهان هاي بودايي و .....هم به وجود ميان خوب بعد
اين جهان هاي متضاد كه بي كار نمي تونند بشينند با هم مي جنگند
اونوقت به من مي گن اين وبلاگو تخته كن بيا به خاطر محمد
با مسيح و موسي ....عجب محمد كجاست ، مسيح و موسي كجا
شير فرهاد: ببين اين اصلا نمه خواد بفهمه محمد اين طرفيها هستند
مسيح و موسي اونطرفي
.........من: خوب اون چيه دست موسي و مسيح ؟
شير فرهاد : اون اف -114 هواپيمان جنگيشان هست ،
اينم كه داديم دست تو ژ-3 هست
......من: خوب من كه كشته مي شم اين وسط
شير فرهاد : برنامه همينه كه تو كشته بشي اونوقت ما توجيه پيدا كنيم
براي استفاده از بمب اتم
.......من : من نمي خوام بجنگم من مي خوام جايزه نوبل صلح رو بگيرم
شير فرهاد : جايزه چيه غيرت داشته باش

كنتر