Wednesday

لاتاري قسمت دوم

ايميل بعدي:آلن واجي نماينده امنيتي سرزمين طلا

جايزه شما توسط اين شركت بيمه شده تا در هنگام انتقال مشكلي
به وجود نيايد ،لطفا مبلغ هزار و دويست و هشتاد يورو بابت هزينه شارژ و بيمه به حساب
خانم هلن سگارا واريز نماييد

اي بابا اين خارجيها چقدر كارشون درسته جايزه آدمو بيمه مي كنند خوشبختانه يك سال و نيم كار كردم
ويك ميليون و نيم پس انداز دارم مشكلي نيست البته ريسك داره اگر كلاه بردار باشه چي؟
اگر كلاه بردار بود كه آدرس و شماره تلفن خودشو نمي داد تازه اسم آلن واجي رو تو سايت ديدم
سايت كه كاملا معتبره تازه ايميل هم زير مجموعه سايت بود
فقط دويست هزار تومان كم دارم كه از پدر قرض مي كنم بعد دويست ميليون بهش ميدم از اول هم
به پدر گفته بودم دويست ميليون تومانش براي تو،
بازم هم با اينكه مطمئن هستم ريختن پول جاي ريسك داره،بالاخره پول رو ريختم آلن تلفني زنگ زد خونه ما
منم چند كلمه انگليسي بلغور كردم گفت يه ميل تازه فرستاده
ايميل بعدي:از طرف بانك بود گفته بود حسابدار ما اشتباه كرده مبلغ شارژ سه هزارو دويست و هشتاد يورو
بوده معادل چهار ميليون و دويست و شصت و چهار هزار تومان
واي خداي من يعني خارجي ها هم اشتباه بانكي انجام ميدهند

به هر زحمتي بود ايميل معاون اصلي سايت رو گير آوردم و تمام مطالب رو سند كردم
دو روز بعد جواب ايميلش اومد
گفته بود دونت سند اني موني
يعني هيچ پولي نفرستيد اين شخص كلاهبردار است
حتي سايت بانك هم كاملا ساختگي بود البته من حواله را براي بانك ديگري فرستاده بودم
حالا نه تنها پولدار نشده بودم بلكه دويست هزار تومان هم به پدرم بدهكار شدم
دائم فكر مي كردم اون كلاهبردار مبلغ هفتصدو پنجاه و يك ميليون و نيم كلاهبرداري كرده نه يك و نيم ميليون
جالب بود در اوج فقر هنوز سرشار از مناعت طبع بودم و بي توجه به بچه مايه دارها
بهر حال هر چي باشه دو ماه با احساس مرد هفتصد و پنجاه ميليوني زندگي كردم
حالا كه نتونستم همه چيز بشم تصميم گرفتم كه هيچ چيز نباشم
حالا دنبال شغلي بودم كه مسئوليت چنداني نياز نداشته باشه
شايد حس بي نيازي من ترفندي بود براي جلوگيري از تمسخر احتمالي دوستان و شايد مي ترسيدم
دچار پارانويا بشم يكي از بچه ها گفته بود اگر كلاهبرداري بود بيا خودمون همين كارو بكنيم
بهش گفتم هرگز راضي نمي شم انسان ديگري اين حس تلخ رو تجربه كنه
پدر يه تعارف الكي كرد كه اگر مي خواي من يك و نيم ميليونتو بدم
حدس زده بود كه ممكنه سكته كنم يا دچار مشكل رواني بشم
اما من مشكلي در خودم حس نمي كردم فقط هميشه تكرار مي كردم
كاش دنيا يه طور ديگه بود

كنتر