تقدیم با عشق
اپیزود اول
شمشیرش را کشید
فریاد زد و به سمت من دوید
شمشیر را فرود آورد
چشمانش را ریز کرد و سرش را کج
و گفت : تقدیم با عشق
اپیزود دوم
از خواب پرید
لختی نوشید و بر پشتم نشست
فحش می داد و آب گلویش را بالا می آورد
اپیزود سوم
زن گفت: ای مرد بر من بران که بسیار تشنه ام
مرد گفت:مرا رمقی نمانده ، می بینی که خسته ام
تمام روز را بر من رانده اند ، جای تازیانه ها را بر پشتم نمی بینی؟
زن شمشیر کشید
<< خانه